افراد موفق چه عادت هایی دارند که ما نداریم؟

اگر زندگی انسان های موفق رو بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که اونها رفتارها و عادت هایی دارند که به عنوان اصلی درونی شده در وجودشان شکل گرفته ؛ شاید راه دشواری باشه اما اصلی تضمین شده برای رسیدن به خوشبختی و موفقیته یعنی عادت هایی رو برای خودشون در زندگی ساختن و ایجاد کردن که برخلاف عادت های معمول دیگر انسان هاست.ما در این مطلب قصد داریم به این عادت ها بپردازیم و فراموش نکنیم که عادتها همچون ریسمان ضخیم شاه سیم اند.هر روز رشته ایی از آنها را می تنیم و چندی نمی گذرد که دیگر نمی توان آن را شکست.

1- مسئولیت زندگی خودتون رو در هر شرایطی به عهده بگیرید :

بزارید با این جمله آغاز کنم که : ((تنها یک نفر مسئول کیفیت زندگی شماست و آن شخص کسی نیست جز خود شما.)) اگر می خواهید موفق باشید باید مسئولیت 100درصد زندگی تون رو بپذیرید چون در این صورت خودتون رو قربانی اوضاع و شرایط نمی پندارید و خودتان بر اوضاع و شرایط مسلط خواهید بود.پیشرفت درکارها،کیفیت روابط،وضعیت سلامت،تناسب اندام،درآمد،مقدار بدهی،احساس ها و هر چیز مرتبط با زندگی شخصی مون رو باید خودمون بپذیریم. اگر مسئولیت هرچیزی در زندگی مون رو خودمون بپذیریم و به چیزی بیرون از خودمون مربوط نکنیم باعث میشه رفتارمون حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه باشه که مبتنی  بر ارزش ها باشه نه ثمره اوضاع و شرایطی که واکنشی مبتنی بر احساس است.آنچه امروز هستیم به دلیل انتخاب های دیروز ماست و چقدر زیبا گفت دکتر ویکتور فرانکل :((انسانها می توانند هر چیز ارزشمندی را از دست بدهند،مگر بنیادی ترین آزادی بشری را: آزادی انتخاب- یعنی طرز برخورد یا شیوه واکنش نسبت به سرنوشت یا هر رویداد- و آزادی برگزیدن راه خویش را))

  2- پایان رو در آغاز ببینید :

درست مثل مهندسی که هر روز نقشه ی ساختمون در دست، سر ساختمون میره و  هر روز با استفاده از اون نقشه درباره ی جزئیات کار اون روز تصمیم می گیره،ماهم باید به روشنی مقصدمون رو بشناسیم و بدونیم که به کجا می خواهیم برسیم.برنامه دقیق زندگی و اهداف تون رو بنویسید و مهمتر از همه فکر کنید و یکبار برای همیشه ارزش ها، رسالت و هدف زندگی خودتون رو مشخص کنید که چه چیزهایی برای شما ارزش های شخصی هستند که نباید از اون ها هیچ وقت عدول کنید و چه رسالت هایی به عنوان یک انسان دارید که در جامعه و در این دنیا باید ایفا کنید.یک شعار رسالت شخصی برای خود بنویسید و آن را در دل و ذهن خودتون حک کنید و با این کار رهبری خودتون رو به عهده بگیرید.

 

3-گرفتار امور بی اهمیت نشوید و به جای اون به الویتها و ارجحیت های خودتون توجه کنید وبها بدید:

باید اینو بدونیم که با ((نه)) گفتن به امور غیرضروری و بی اهمیت؛به مهمترین امورمون ((بله)) خواهیم گفت و اگر به امور غیرمهم و ضروری بپردازیم ((نه)) بزرگی به هدف هامون خواهیم گفت مثل مشغول شدن در فضای مجازی با لایک کردن و چرخیدن و کامنت گذاشتن های بی مورد که جز تلف کردن وقت چیز دیگری برای ما نداره و یک روز به خودت می آیی که دیگه زمانی برای کارهایی که همیشه می خواستی انجامش بدی نداری.اموری که بیشترین اهمیت رو دارند نباید قربانی اموری شوند که کمترین اهمیت رو دارند.قدرت فردی حاصل تصمیم های روزانه ی انسان است. یک عمل را نام ببرین که الان اونو انجام نمی دید و اگر به طور منظم و پیوسته اونو به انجام برسانید،در زندگی شخصی تون تغییر مثبت و بسیار مهمی به وجود میآید.

4- به دیگران با دقت گوش فرا بدید:

به تعبیر واضح تری  یعنی اول خودتون شرایط و وضعیت دیگران رو درک کنید و بعد بخواید که مورد تفاهم قرار بگیرید.بیشتر ما برعکس این کارو انجام می دیم.اول می خوایم خودمون حرف بزنیم وضعیت خودمون رو روشن کنیم و مورد تفاهم قرار بگیریم.وقتی هر دو طرف بخواهند اول حرف بزنند مونولوگ جمعی یا گفتگوی مُرده ایجاد میشه.بزارید با یه مثال توضیح بدم آیا می تونید عینک ذره بینی شخصی رو از چشمش بردارید و به چشم یک نفر دیگر بزنید؟آیا این شخص احساس راحتی و رضایت خواهد کرد؟آیا می تونید به اون شخص بگید: (( بیشتر تلاش کن.تلاش کن که ببینی.چون این خط مشی سازمان ماست؟!))آیا تلاش و کوشش اون فرد باعث میشه که بهترببینه؟اگر نتونه ببینه، آیا میشه بگیم که ندیدنش ناشی از روحیه ی منفی اوست و باید به شیوه ایی مثبت بیندیشد؟گرایش بیشتر مردم اینه که براساس تاریخچه زندگی یا تجربه شخصی خودشون برای دیگران دارو تجویز کنن.اونقدر مشتاقیم شتابزده حرف دیگران رو قطع کنیم،نصیحت کنیم و با اندرزهای حکیمانه خودمون همه چیز رو اصلاح کنیم که اغلب اوقات فرصت تشخیص دادن رو به خودمون نمی دیم.پس با گوش کردن دیگران اون ها رو درک کنیم و خودمون رو در شرایط شون قرار بدیم و بکوشیم تا مساله رو از چهارچوب ذهنی اون شخص ببینیم چون به محض اینکه شخص احساس کنه مورد تفاهم قرار گرفته آروم میشه و بعد بدون حالت تدافعی و گشوده و باز رابطه ادامه پیدا خواهد کرد.به یاد داشته باشیم ما جهان را نه آنگونه که هست بلکه آنگونه که خود هستیم می بینیم.

5- به ابعاد جسمانی ، ذهنی ، معنوی ، اجتماعی و عاطفی خودتون اهمیت بدید:

جسمانی شامل:ورزش، تغذیه ، مدیریت فشارها و...

ذهنی شامل : مطالعه،تجسم خلاق،برنامه ریزی و نوشتن

معنوی شامل : تعیین ارزش ها و تعهدات و مراقبه از خودمون با امور معنوی و پرورش روح

 اجتماعی - عاطفی شامل : خدمت،همدلی،کار گروهی و موثر بودن در اجتماع

نظر 0
پیام بگذارید