گفتگو با گوینده ی پیشکسوت رادیو

«تپق زدن و اشتباه در رادیو، بوده و همیشه خاطره است؛ اما زبان فارسی زبانی خوش‌آهنگ و خوش‌نوا و بسیار غنی است که در عین حال نیز بسیار مشکل است و همه چیز آن باید همراه باشد. ذهن گوینده باید دائم فعال باشد و کاری را که اجرا می‌کند با تفکر انجام دهد.»امیر نوری به زبان و بیان معیار کاملا مسلط است و با قوانین و قواعد آن آشناست. برای گفتگو با وی قصد داشتم سر صحبت را با پایه‌ها و اساس فن بیان و گویندگی در رادیو باز کنم، اما بهتر دیدم به بهانه تقدیری که چندی پیش در مرداد گذشته از پیشکسوتان رادیو صورت گرفته بود، این گفتگو را به شیوه‌ای دیگر آغاز کنم: «آیا رادیو قدر داشته‌هایش را می‌داند یا خیر؟» زمانی‌که سوال را از غلامعلی امیرنوری پرسیدم، وی بدون تامل جواب داد: خیر!

و ادامه گفتگوی ما این‌گونه رقم ‌خورد...

رادیو در گذشته، قدر داشته‌هایش را بیشتر می‌دانست و الان این طور نیست. برخی از مدیران و مسوولان رادیو فکر می‌کنند گویندگی یک نوع حرف زدن است و نمی‌دانند زبان رادیو و زبان معیار، زبان و لهجه‌ای است که بعد از رادیو به وجود آمده و دارای قوانین خاصی است که این قوانین در ذات خود زبان است و عده کمی به این مساله اشراف دارند. از نظر زبان‌شناسی، بچه‌ها تا پیش از دبستان، با هسته اصلی زبان آشنا می‌شوند که این در ناخودآگاه افراد وجود دارد و از آن تا پایان عمر استفاده می‌کنند و در طول سالیان، تنها تعداد واژگان در ذهن آنها بیشتر می‌شود. پس کسی که می‌خواهد به طور حرفه‌ای از زبان استفاده کند مثل گوینده باید اطلاعاتش را از سطح ناخودآگاه به سمت خودآگاه سوق دهد، چون کوچک‌ترین تغییر آوایی موجب تغییر معنا می‌شود.

با این توصیف، انتظار شنونده از گوینده چیست؟

تصور کنید در یک برنامه رادیویی، یک استاد مبرز دانشگاه، به عنوان کارشناس دعوت می‌شود که به طور مثال استاد ادبیات هم هست... این استاد ممکن است لهجه یا نقص تلفظ داشته باشد؛ در هر دو حالت شنونده هیچ اعتراضی نمی‌کند؛ اما اگر درصد کمی از هرکدام از این اشکالات را یک گوینده داشته باشد، شنونده بلافاصله واکنش نشان می‌دهد و اعتراض می‌کند ... .

چرا؟

به دلیل‌ این‌که تمام توانایی استادان دانشگاه‌ها در انتقال نوشتاری است در حالی که رادیو تمام اطلاعاتش را از طریق گفتار به شنونده منتقل می‌کند که این انتقال توسط گوینده صورت می‌گیرد و او باید با تبحر مطالب را به زبان بیاورد. صدای گوینده، صدای رسمی رادیو است و شنونده می‌خواهد از این صدای رسمی، صحبت کردن را یاد بگیرد که این موضوع در ناخودآگاه، جنبه آموزشی دارد و بسیاری از این مساله بی‌اطلاعند. چون اغلب افراد گمان می‌کنند زبان فقط شامل دستگاه‌های دستورزبان و واژگان است، در حالی که زبان، دستگاه سومی به نام تلفظ هم دارد.

بارها از شما در برنامه «زبان فرهنگ» که از شبکه جهانی صدای آشنا پخش می‌شود، شنیده‌ام که تاکید زیادی روی زبان معیار و بیان معیار دارید. آیا این دو با هم تفاوتی دارد؟

خیر، هر دو یکی است. وقتی می‌گوییم زبان، در حقیقت دو نمود گفتاری و نوشتاری مدنظر قرار می‌گیرد. پس زمانی که می‌گوییم زبان معیار هر دو مورد و وقتی می‌گوییم بیان معیار، بیان و گفتار مدنظر ماست.

شما می‌دانید که امروز هر قشری به شیوه خاصی حرفی‌ می‌زند که اتفاقا در جامعه خیلی رایج شده است. این نوع گویش‌ها یا این شیوه‌های حرف زدن، در برنامه‌های رادیویی چه جایگاه و کاربردی می‌تواند داشته باشد؟

ما یک زبان رادیو داریم که از دهان گوینده می‌شنویم و باید قاعده‌مند باشد، در واقع همان زبان یا بیان معیار. اما رادیو می‌تواند از شخصیت‌های مختلف، یا از کارشناسان و استادان و حتی از مردم در برنامه‌هایش استفاده کند؛ یا حتی در یک نمایشنامه، تیپ‌های مختلفی را قرار دهد که هر یک معرف یک قشری از جامعه باشد‌ که در کل همگی آنها می‌توانند زبان و لهجه و بیان خاص خود را داشته باشند و حرف بزنند. در بعضی‌ برنامه‌ها هم می‌شود تیپ‌های طنز و کمدی ارائه شود. متاسفانه چند سال است که واژه‌های مخفی یا به اصطلاح زبان مخفی، به صورت واژه‌نامه چاپ شده که این بزرگ‌ترین خیانت به زبان فارسی بوده است. این زبان و این نوع گفتار در این شکل و نمود، همیشه در جامعه وجود داشته اما هرگز وارد حوزه رسمی و نوشتاری نشده بود. بیان این واژه‌ها از دهان یک تیپ هیچ اشکالی ندارد، ولی اشتباه رادیو این بوده که اجازه داد این واژه‌ها وارد زبان رسمی گویندگان شود و اضافه بر آن لحن نامناسبی هم همراه آن شد. زبان رسمی،‌ همیشه مورد نیاز مردم جامعه است، چون مردم به واسطه آن آموزش می‌بینند؛ ولی سودجویی و کم اطلاعی باعث شد این اتفاق در رادیو بیفتد. با این حال افراد فرهیخته و باسواد هرگز این کار را نمی‌کنند چون می‌دانند به فرهنگ جامعه لطمه وارد می‌شود.

اما خیلی‌ها به همین شیوه صحبت می‌کنند...

هر سنی و هر قشری، برای خود زبان و گویش خاصی دارد که هیچ وقت واژه‌های آن از بین نمی‌رود. اما اگر هریک از افراد، به محض ورود به جامعه و یک محیط اجتماعی و فرهنگی، دیگر از آن زبان خاص قشر و سن خود استفاده نمی‌کنند و به صورت رسمی‌تر با اطرافیان خود حرف می‌زنند. پس وجود این زبان غیرقابل انکار است، اما نباید وارد حوزه رسمی فرهنگی اجتماع شود.

از شروط اصلی موفقیت یک گوینده رادیو بگویید.

زیباترین هنر کلامی را شاعران خلق می‌کنند که برای خلق این زیبایی استعداد نهانی و لطف خداوندی نیاز است که اگر تحصیل و یادگیری علم بیشتر صورت بگیرد، آن استعداد و ذوق پرورش می‌یابد و به کمال می‌رسد.

هر آفرینش هنری، به این دلیل به وجود می‌آید که دیگران آن را ببینند و بشنوند و لذت ببرند که این به کسب دانش و علم احتیاج دارد. زمانی که اکتساب علم صورت می‌گیرد، گسترش و رشد آن نیز اهمیت پیدا می‌کند...

در این حال دو مسیر پیش روست: راه گفتار و راه نوشتار و البته هر دو به صورت رسمی و قاعده‌مند. انتقال نوشتار بر عهده استادان است و انتقال گفتار بر عهده گویندگان. پس یک گوینده باید در حد یک استاد دانشگاه درک و دریافتش را بالا ببرد و هر روز آن را افزایش دهد. گوینده به صرف این که فقط حرف بزند که نمی‌تواند گوینده شود. مثل کسی که فقط چیزی را پشت‌نویسی می‌کند و نمی‌تواند به خودش بگوید: «نویسنده.» منتها نکته‌ای که خیلی مهم است استعداد و توانایی یک گوینده است که در نمود گفتاری بروز پیدا می‌کند و یک استاد در نمود نوشتاری می‌تواند داشته‌هایش را بروز دهد. در نهایت مطلب مهم اکتساب علم و دانش توسط هر دو است: هم استاد و هم گوینده.

گفتار هم مثل نوشتار قواعد و قانون دارد؟

بله. درست است که نمود گفتاری سابقه کوتاه شصت هفتاد ساله دارد و از زمانی که قواعد و قوانینش شناخته شده، بیست سی سال می‌گذرد، ولی مثل نمود نوشتاری که سابقه هزار ساله دارد، دارای دستور و قواعد است.

مکانیزم صدا و شیوه‌های صداسازی چگونه صورت می‌گیرد؟

صداسازی یک کار کارگاهی و عملی است که طی تمرین‌های متعدد و مختلف صورت می‌گیرد. در اغلب مواقع بیشتر عضلات ما در حال انقباض است و ورزش کردن این امکان را می‌دهد که عضلات را از این حالت دربیاوریم و آنها را به آرامش برسانیم. با این حساب نصف بیشتر تارهای صوتی ما در حال انقباض است. پس با تمرین‌ها و فنونی که وجود دارد، می‌توان این تارها را فعال کرد. وقتی تارهای صوتی فعال می‌شوند، سه حفره طنین‌انداز گلوگاه، دهان‌ و بینی باز می‌شوند که باعث می‌شود «صدا» گردش و طنین خوش‌آهنگ پیدا ‌کند و البته که این یک کار کارگاهی است.

 


زمانی که کار گویندگی را شروع کردید، فکر می‌کردید روزی عنوان گوینده شاخص رادیو را از آن خود کنید و گویندگان جوان هم از شما درس‌های زیادی یاد بگیرند؟

طبیعی است هر فردی در دوران کودکی و نوجوانی‌اش آرزوهایی دارد و با عشق و علاقه خاصی رویاهایش را دنبال می‌کند. من هم این طور بودم. از آنجا‌ که به ادبیات علاقه داشتم برخی مواقع شعر می‌گفتم و جشن‌های مدرسه را اجرا می‌کردم. می‌دانستم برای این کار مناسب هستم، حتی به یاد دارم در آن سال‌ها وقتی زنگ تفریح می‌شد در کنار بچه‌ها از گویندگان معروف آن دوره تقلید می‌کردم.

در مجموع با پشتوانه تجربه و اطلاعاتی که داشتم این حرفه را انتخاب کردم. از همان سال‌ها زیر نظر استادان حرفه‌ای، ادبیات را ‌آموختم. ناظم مدرسه، معلم ادبیاتمان بود و او کمکم ‌کرد‌ بیشتر به ادبیات علاقه‌مند شوم.

الان پنجاه و اندی سال است که در رادیو کار می‌کنم. کارم را از رادیو زاهدان شروع کردم و از سال 1342 وارد رادیو ایران شدم. در طول این سال‌ها عاشقانه کار گویندگی را در رادیو انجام دادم. البته موقعیت‌های مختلف برایم پیش آمد و کارهای نان و آب‌دار پیشنهاد شد، اما انجام ندادم و مرتب به دنبال درک بیشتر ادبیات بودم تا بتوانم قواعد زبان معیار را در کارم رعایت کنم.

اشاره کردید ‌ در طول این سال‌ها شغل‌های نان‌و‌آب‌دار به شما پیشنهاد شد. با توجه به این‌ که دستمزد در رادیو خیلی ایده‌آل نیست و گوینده برای امرار معاش خود باید چند برنامه را در طول هفته اجرا کند، آیا پشیمان نیستید آن کارها را نپذیرفتید؟

نه، اصلا پشیمان نیستم. من اگر یک بار دیگر هم متولد شوم باز هم حرفه گویندگی را انتخاب می‌کنم. این کار را دوست دارم و در اقیانوس ادبیات فارسی توانسته‌ام چیزهای زیادی را کشف کنم. بخش زیادی از موفقیتم به‌خاطر داشتن استادان حرفه‌ای است که از آنها درس‌های زیادی یاد گرفتم. وقتی کسی عاشقانه کاری را دنبال کند، هرگز فراز و نشیب‌های زندگی خسته‌اش نمی‌کند و با علاقه کارش را انجام می‌دهد.

شما در طول این سال‌ها بیشتر گویندگی برنامه‌هایی با محوریت ادبیات فارسی را به عهده گرفته‌اید. علاقه خودتان است که گویندگی چنین برنامه‌هایی را می‌پذیرید یا تصادفی پیش آمده است؟

علاقه شخصی‌‌ام به ادبیات است. به همین دلیل گویندگی برنامه‌هایی با این محوریت را می‌پذیرم. به یاد دارم وقتی استاد روانشاد مسئول خبر شدند، من را گرداننده خبرهای صبح کرد و به مدت یک سال و نیم تا دو سال گوینده خبر هم بودم. در واقع از سال 1342 تا 1350 گویندگانی که توانایی‌های زیادی داشتند، هم خبر می‌خواندند و هم این‌ که گویندگی برنامه‌های مختلف را به‌عهده داشتند.

بعد از آن که رادیو و تلویزیون ادغام شد گویندگان خبر فقط خبر می‌خواندند و برنامه‌های دیگر را اجرا نمی‌کردند. تا این ‌که مرحوم استاد شادروان انجوی به من گفت‌ چرا من به جای این‌ که گوینده خبر باشم به دنیای ادبیات برنگردم و گوینده برنامه‌های ادبیات نباشم؟ او به من گفت‌ تا وقتی خبر می‌خوانم زبان حکومت و دولت هستم، اما وقتی گوینده برنامه‌های ادبیات فارسی باشم می‌توانم نماینده سرزمینم باشم و توانایی‌هایم را بیشتر نشان بدهم و بعد از آن من گویندگی خبر را رها کردم.

شما از معدود گویندگانی هستید که نه‌تنها بر زبان معیار تسلط کافی دارید، بلکه همیشه آن را رعایت می‌کنید، اما برخی گویندگان جوان خیلی پایبند به زبان معیار نیستند. شما این مساله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من مخالف صددرصد این مساله هستم. زبان فارسی یک بیان موسیقایی دارد که با زبان‌های دیگر متفاوت است. بیش از 90 درصد واژه‌های زبان فارسی یک هجایی است و هر هجا مرز و محدوده‌ای دارد که اگر به واژه‌های قبل از خودش بچسبد یا در حقیقت ترکیب شود واژه تازه‌ای می‌سازد، پس در بیان فارسی باید کمال دقت را به کار برد تا ترکیب پسوند و پیشوند و تغییر معنی به‌وجود نیاید.

بنابراین گوینده نباید به بهانه این ‌که‌ برای طیف خاصی مثل جوانان برنامه اجرا می‌کند این قوانین را زیر پا بگذارد یا در آنها تغییری بدهد. باید توجه داشته باشد ‌مردم از هر‌طبقه‌ای که باشند بیان معیار را از رادیو و از زبان گوینده آموختند. پس گوینده قبل از هر چیز باید نقش آموزش خود را در اشاعه بیان معیار ایفا و اصول این بیان را رعایت کند.

ما یک زبان رادیویی داریم که از طریق گوینده آن را می‌شنویم و باید قاعده‌مند باشد. رادیو می‌تواند از شخصیت‌های مختلف‌ یا از کارشناسان در برنامه‌هایش استفاده کند‌ یا در یک نمایشنامه و برنامه طنز تیپ‌های مختلفی قرار دهد که هریک نماینده قشری از جامعه باشند و هر کدام از آنها می‌توانند زبان، لهجه و بیان خاص خود را داشته باشند.

در بعضی‌ از برنامه‌ها هم تیپ‌های طنز و کمدی ارائه شود. مثل برنامه‌ «صبح جمعه با شما» یا «جمعه ایرانی». معتقدم اگر گوینده‌ای به دنبال یک بیان متفاوت به غیر از زبان معیار است باید این مساله را در برنامه‌های تفریحی و طنز تجربه کند، نه در یک برنامه رسمی. من این شیوه‌های اجرای تازه و جدید را مغایر با اصول زبان فارسی می‌دانم. امیدوارم گویندگان جوان زبان معیار را رعایت کنند.

منبع : جام جم آنلاین

دوره گویندگی و فن بیان
جواد اسکندری
مدرس : جواد اسکندری
نظر 0
پیام بگذارید