راهکارهای عملی تقویت اعتماد به نفس
متن فایل صوتی بالا را در زیر بخوانید
خیلیا میگن که من نمیتونم جلوی جمع صحبت کنم چون اعتمادبهنفس ندارم، یا چون اعتمادبهنفس ندارم نمیخوام جلوی جمع صحبت کنم. چون اعتمادبهنفس ندارم خجالت میکشم. چون اعتمادبهنفس ندارم مطالبی که میخوام بگم یادم میره. چون اعتمادبهنفس ندارم تپق میزنم. چون اعتمادبهنفس ندارم نمیتونم بهراحتی حرفامو بزنم. چون اعتمادبهنفس ندارم نمیدونم از کجا باید شروع کنم و به کجا برسم.سلام. من جواد اسکندری هستم، مربی و مدرس مهارتهای ارتباطی، فنبیان و سخنرانی.
1. تعریف واقعی اعتماد به نفس
وقتی صحبت از اعتمادبهنفس میشه و من وقتی از افراد سؤال میکنم که اعتمادبهنفس یعنی چی؟ همه میگن که یه حس درونی که بهمون قوت و نیرو میده تا یه کاری رو بهخوبی انجام بدیم و اون کار رو در خودمون میبینیم؛ که آقا اون اعتمادبهنفسه به من انرژی میده، قوت میده، یه انگیزهی جدی میده تا یک کار رو بتونم بهخوبی انجام بدم.
حالا بیاین یه مقداری بیشتر در مورد اعتمادبهنفس باهاتون صحبت کنم. اول از همه میخوام بگم که اعتمادبهنفس هدف نیست، یک واسطهست. یعنی چی؟ خیلیها فکر میکنن که اعتمادبهنفس باید داشته باشن تا یه کاری رو شروع کنن. یعنی میگه من باید اول اعتمادبهنفسِ سخنرانی کردن مقابل جمع رو داشته باشم تا این کار رو انجام بدم. یعنی اعتمادبهنفس رو برای خودش یک هدف در نظر میگیره که تا اون رو نداشته باشه، هیچ کاری رو هم انجام نمیده و این اولین و بزرگترین اشتباهیه که ممکنه هر کسی انجام بده.
مقاله
آموزش سخنرانی رو اینطوری شروع کنید…
این باور کاملاً اشتباهه که شما باید اعتمادبهنفس داشته باشید تا یه کاری رو شروع کنید. چون اعتمادبهنفس جنسش حس نیست؛ اعتمادبهنفس جنسش از عمله. یعنی شما باید عمل کنید، یک کاری رو شروع کنید، یک کاری رو انجام بدید، یک قدمی بردارید تا اعتمادبهنفستون قوت بگیره. معمولاً ماها اعتمادبهنفس نداریم چون هیچ کاری رو شروع نمیکنیم و منتظریم که این حس اعتمادبهنفس در ما به وجود بیاد و من همینجا مستقیم و با صراحت تمام بهتون میگم که هیچوقت این اعتمادبهنفس به این شکل به سراغتون نمیاد، نمیاد، نمیاد، نمیاد تا زمانی که شروع نکنید و قدم اول رو برندارید. پس اگر ما میخوایم به رویاهامون برسیم، به اونجایی که میخوایم برسیم، باید عمل کنیم. اگر تمام اعتمادبهنفس جهان رو هم بهمون بدن ولی تا زمانی که اقدام نکنیم و پا پیش نذاریم، این اعتمادبهنفس در ما ایجاد نمیشه.
خیلی از این سمینارهای انگیزشی رو دیدین مثلاً میگن: «برو تو میتونی»، «حالمون چطوره؟ عالی»، «فردا در انتظار توست»، «تو رویاهای بزرگی داری»، «در این زندگی به دنبال تو میان»، «تو باید فقط افکارتو مثبت کنی»، «تو فقط باید که به آینده خوشبین باشی»، «تو نمیتونی نیست، تو بلدی، برو…». ببین اینا همش جنس انگیزههای کوتاهمدتیه که بهتون تزریق میکنن و بعد از یه مدتی که از اون همایش، از اون آموزش میایید بیرون، یواشیواش ته میکشه و تموم میشه؛ یک انرژی موقتیه.
اما ما توی اعتمادبهنفسِ دائمی که مدام باید تقویتش کنیم، مثل سلامتی… ببین شما سلامتی رو نمیتونی بگی من الان سلامتم دیگه تا ابد سلامت باقی خواهم ماند؛ نه. شما برای سلامتیتون باید اقدام بکنید، باید ورزش بکنید، غذاهای خوب بخورید، برید پزشک خودتون رو چک بکنید، آزمایش بدید، هر کاری… باید این مداومت در ورزش، مداومت در غذا خوردن همیشه ادامه داشته باشه تا سلامتتون حفظ بشه. اگر قراره ما اعتمادبهنفس بالایی داشته باشیم، اقدام و عملکردمون باید همیشگی باشه تا اعتمادبهنفسمون خوب باشه.
بیاید یه مثال بزنم در مورد همین تخصص خودمون. ببینید شما اگه قراره که بتونی بهخوبی مقابل جمع صحبت کنی، خب میگی من باید اعتمادبهنفس داشته باشم. منتظر میشینین اعتمادبهنفسه بیاد در وجود تو و فکر میکنین که اعتمادبهنفسه یه حسیه که در تو باید بیدار بشه؛ در صورتی که کاملاً داری اشتباه میکنی. این اعتمادبهنفس زمانی در تو شکل میگیره که بری و اولین سخنرانیتو انجام بدی؛ با تمام اشتباهاتش، با تمام اشکالات و اشتباهاتی که ممکنه انجام بدی. تو باید سخنرانیتو انجام بدی و هر دفعه که شما این رو انجام میدید، هی اعتمادبهنفستون تقویت میشه.
حالا برای تقویت این اعتمادبهنفس باید چیکار کنی؟ باید آموزش ببینی. باید تمرین کنی. باید با یه مربی کار کنی. باید کسی باشه که راه درست رو بهت نشون بده. دقیقاً مثل همون مثال سلامتی که زدم. هی مدام باید ادامه داشته باشه، هی مدام باید تمرین کنی، هی مدام باید جلو جمع صحبت کنی، هی مدام باید آموزش ببینی تا این اعتمادبهنفست شکوفا بشه. اصلاً به این شکل نیست که یه جا بشینی و این حس اعتمادبهنفس در تو ایجاد بشه یا شکوفا بشه.
مقاله
چگونه در مواجهه با آقایان خجالتی نباشیم؟!
2.افکار و اعتماد به نفس
چیزی که معمولاً اعتمادبهنفس ما رو خیلی کم میکنه و کاهش میده، افکار بدیه که سراغ ما میاد. بذارید من باز همین موضوع خودمون، تخصص خودمون رو مثال بزنم. افراد رو میبینن وقتی میخوان جلوی یه جمع صحبت کنن مثلاً میگن: «اگه تپق زدم چی میشه؟»، «تو نمیتونی»، «جمعیت خیلی زیاده»، «فلانی اگه وارد بشه تو اون سالن چی میشه؟»، «اگه تپق زدی چی؟»، «اگه مطلب یادت رفت چی؟»، «اگه مسخرهت کردن چی؟»، «آماده نیستی»، «چی میخوای بگی؟»، «تهش چی میخواد بشه؟». ببین ۱۰0۱ فکر که اینا همش هجوم میارن به ذهن شما و باعث میشن که شما هیچوقت به سمت اون کار نری.
3.یه خبر بد و یه خبر خوب...
یه خبر بد دارم؛ خبر بد اینه که قرار نیست هیچوقت، هیچوقت از شر این فکرها خلاص بشی. این فکرا همیشه و مدام با شما خواهند بود. چیزی نیست که شما بتونی اونا رو از خودت برای همیشه دور کنی. و خبر خوب اینه که با وجود این افکار باز هم شما موفق میشی و آدم موفق کسیه که میدونه شاید تپق بزنه، شاید اشکالی براش پیش بیاد، شاید فراموش کنه، شاید یه مسئلهای در حین صحبت کردن براش به وجود بیاد، هر چیزی؛ اما کارشو ادامه میده چون میدونه با انجام دادن این کار اعتمادبهنفسش میره بالا.
ببین من تا حالا اصلاً آشپزی نکردم. خب من یه کتاب رو برمیدارم شروع میکنم به خوندنش و وایمیستم که حس اعتمادبهنفس در من شکوفا بشه؛ هر وقت این حسه اومد بعد میرم سراغ آشپزی. آیا اینجوری من آشپزی خوبی خواهم داشت؟ آیا اعتمادبهنفسم تقویت میشه؟ قطعاً خیر. من زمانی میتونم آشپز خوبی بشم که برای تقویت اعتمادبهنفسم شروع کنم به پخت غذا. حالا ممکنه یه بار شور بشه، یه بار شیرین بشه، یه بار یه موادشو کم بریزم، ولی بالاخره یه جایی یاد میگیرم که چیکار باید بکنم و زمانی این اعتمادبهنفس در من شکوفا میشه که من عمل و اقدام بکنم.
4. عوامل کاهش اعتماد به نفس
خب بیاین چند تا راهکار بدم برای اینکه اعتمادبهنفستونو تقویت کنید:
4.1. توقعات افراطی از خودتون نداشته باشید
توقعاتی داشته باشید که به اندازه توان تونه؛ یعنی:
اولاً کمالگرایی نکنید:
دو: چیزی از خودتون بخواید که هم بهلحاظ ذهنی، هم بهلحاظ روحی و هم بهلحاظ شرایط مادی و مکانی و زمانی در توانتون باشه:
سه: نخواهید که اول راه بهترین سخنران باشید، نخواهید که در ابتدا بهترین کار رو انجام بدید. نه، شما در آغاز راه هستید و برای انجام یک کار، برای اینکه اعتمادبهنفستون بره بالا، فعلاً باید قدمهای کوچیکی بردارید. حالا مهم نیست که چی میشه، مهم اینه که شما قدم اول رو برداشتید. خب حالا اگر آموزشی ببینید، مربی داشته باشید، کلاسی شرکت کنید خیلی بهتر، خیلی عالیتر؛ چون بیگدار به آب نزنید و به همراه کسی که قبلاً این مسیر رو طی کرده میخواید این مسیر رو قویتر پیش برید.
4.2. کمبود مهارت
چیزی که باعث کمبود اعتمادبهنفس در ما میشه نبود مهارته. اگر میخواین اعتمادبهنفستون بره بالا باید مهارتتون رو ببرید بالاتر.
من هرچقدر مهارت سخنرانیکردنم مقابل جمع بیشتر و بیشتر و بیشتر بشه، خب قطعاً اعتمادبهنفسم بالاتر میره. هرچقدر من بتونم با آموزش دیدن تو حوزه فنبیان و سخنرانی اشتباهات خودم رو کاهش بدم، قطعاً انگیزه بهتری میگیرم، قطعاً اعتمادبهنفسم میره بالاتر. اگر کسی باشه که منو راهنمایی کنه و بهم بگه که مسیر اصلی و درست کجاست، قطعاً اعتمادبهنفسم میره بالاتر. پس ما برای اینکه اعتمادبهنفس بالاتری رو تجربه کنیم باید میزان مهارتمون رو ببریم بالاتر و این میزان مهارت با آموزشه که افزایش پیدا میکنه.
حواسمون باشه که دلسرد نشیم. همونطور که در طی صحبتهام هم اشاره کردم، ترسها برای همیشه با شما هستن. ترسها و البته افکاری که میگه: «نکن»، «نمیشه»، «تو نمیتونی» و ایندست افکاری که همیشه روی ذهن ما و افکار ما خواهد بود و شما نمیتونید اینها رو حذف کنید. شما فقط میتونید از اونها دور بشید برای مدتی و در عین حال که این افکار با شما هستن کارتون رو انجام بدید.
4.3. تمرین نکردن
موضوع بعدی که اعتمادبهنفستون رو بسیار افزایش میده، تمرین کردنه. هرچقدر یک مهارتی رو تمرین کنید، تجربه به دست بیارید، به همون نسبت اعتمادبهنفستون افزایش پیدا میکنه. میزان تمرین شما، میزان تجربه کردن شما، میزان اعتمادبهنفستون رو تعیین میکنه. در تعجبم از افرادی که نه تمرینی، نه اقدامی، نه آموزشی و نه هیچ کاری، اما به انتظار اعتمادبهنفس بالا نشستن. باید حتماً آموزش ببینی، باید حتماً قدم توی راهی بذاری که با انجام دادن یه سری تمارین، با انجام دادن یه سری از کارها، بتونی اعتمادبهنفس رو در خودت بالا ببری.
4.4. اصلاح نکردن اشتباهات
و مورد پایانی برای افزایش اعتمادبهنفس اینه که شما باید یک مسیر رو بری و بعد برگردی؛ اگر اشتباهاتی داشتی اونها رو بررسی کنی و اصلاح کنی و مجدد برای دفعه بعدی اون اقدام رو بهتر از گذشته انجام بدی. پس برمیگردی، بررسی میکنی، اشتباهاتتو اصلاح میکنی و مجدد قدم توی راهی میذاری که دیگه اون اشتباهات قبلی درش تکرار نشده. یعنی ما با بررسی اشتباهات خودمون مسیر جدیدی رو تجربه میکنیم و توی تجربه جدیدمون باز تجربه دیگهای به دست میاریم و اونقدر این فرایند رو تکرار میکنیم تا اعتمادبهنفسمون افزایش پیدا کنه.
کلام آخر...
یادتون نره اعتمادبهنفس یک حسی نیست که شما به دست بیارید و اونو بتونید برای همه کارها به کار بگیرید. من بگم من یه اعتمادبهنفس خیلی قوی دارم که میتونم رانندگی بکنم، میتونم موسیقی بزنم، میتونم ژیمناستیک کار کنم، میتونم فوتبال کار کنم، میتونم از ارتفاع بپرم، من اعتمادبهنفس خلبانی رو دارم، عمل جراحی… نه، اصلاً اینجوری نیستش که شما یه اعتمادبهنفس داشته باشی و بتونی هر کاری رو در این دنیا انجام بدی. نه. اعتمادبهنفس موردیه. یعنی شما ممکنه توی پیانو زدن اعتمادبهنفس داشته باشی اما توی گیتار زدن اصلاً اعتمادبهنفس نداشته باشی. یعنی مهارت هر چیزی رو باید جداگانه یاد بگیرید تا اعتمادبهنفستون در اون زمینه افزایش پیدا کنه.
خیلی ممنون که همراه من بودید تو این فایل صوتی و کوتاه؛ در مورد اعتمادبهنفس یه مقداری باهاتون صحبت کردم. انشاءالله تو فرصتهای بعدی بیشتر با هم صحبت میکنیم.
دیدگاهتان را بنویسید