چگونه بدون ناراحت کردن دیگران انتقاد کنیم؟ (۶ تکنیک طلایی)
متن فایل صوتی بالا را در زیر بخوانید
سلام. همونطور که خدمتتون گفتم، یکی از رسالتهای بزرگ من در امر آموزش اینه که بتونم حتی یک قدم کوچیک، اولاً برای خودم و بعد هم برای کسانی که بهعنوان یک فرد توی این جامعه زندگی میکنن، بردارم تا بتونیم با همدیگه ارتباط بهتر و شکیلتری برقرار کنیم؛ و با این ارتباط کاری بکنیم که زندگی برامون زیباتر و قشنگتر بشه و این مستلزم اینه که بتونیم رابطه زیبا و قشنگتری داشته باشیم.
از جملاتی که همیشه باید توی «فن بیان» به خاطر بسپاریم، اینه که فن بیان زیبا اولاً از ذهن ما میاد، نه از مکانیک بیان. یعنی چی؟ یعنی مثلاً بعضیا فکر میکنن اگه تلفظ خوبی داشته باشن، اگه نفسگیری خوبی داشته باشن، اگه صدای قشنگی داشته باشن، اگه خوشگل و بدون لهجه حرف بزنن، یعنی این آخرتِ فن بیانه! نه، اینها فقط ابزار بیانه. شما باید ذهنتون رو برای بیان خوب آماده کنید.
همین پیامی که امروز توی کانال گذاشتم، خب واکنشهای خیلی زیادی رو دریافت کرد که من چندتاش و یه بخشیش رو براتون گذاشتم. مثلاً از زیرآبزنی و غیبت کردن و تهمت زدن و پشت سر دیگران بدگویی کردن و خیلی کارای عجیبغریب دیگهای که توی ارتباطات ما انجام میشه. اصل اینه که ما شاکله ارتباطاتمون رو درست بکنیم که چیزی نیست جز همین مسائل. نه اینکه بیایم زیبا و با صدای خوش حرف بزنیم، اما خب اگر با این صدای زیبا بخوایم دیگران رو آزار بدیم، پس فن بیان عملاً اینجا هیچ کارایی نداره.
ما فن بیان رو برای ارتباطات بهتر میخوایم، پس باید بیایم و واکاوی کنیم تا ببینیم که چیکار بکنیم تا با دیگران ارتباط بهتر و قشنگتری برقرار کنیم. من برای نکته اول میخوام راجع به یک مسئله بسیار مهم صحبت کنم که بارها هم خودم رو آزار داده و هم دیدم که اطرافیان واقعاً خیلی اذیت میشن توی ارتباطهای روزانهشون با دوستان، همکاران، آشنایان و هر کسی که حالا دوروبرشون هست و باهاشون ارتباط برقرار میکنن؛ و اون هم مسئلهای نیست جز «انتقاد کردن».
مقاله
چهار رویکرد در سخن گفتن....
بیایید در نظر بگیریم شما میرید سر کار، دانشگاه، میرید مدرسه، میرید خرید یا هر جایی و ناگهان کسی شما رو میبینه و بهتون میگه که: «سلام! چقدر چاق شدی! چرا موهات سفید شده؟ شنیدم مثلاً بچهت اینجوری شده» یا هر چیز دیگهای. یه چیزی رو همون اول ارتباط بیان کنیم که شاکله ارتباطو از همون اول خراب کنیم؛ یعنی انتقاد بدون مقدمه.
باور کنید من این رو بارها توی جامعه دیدم و چقدر افراد بابت این انتقاد بیجا و نابجا ناراحت میشن و بهجای اینکه ما توی ارتباطاتمون کاری بکنیم که دیگران علاقهمند بشن تا با ما ارتباط بهتر و بیشتری برقرار بکنن، اتفاقاً از ما زده بشن و دور بشن و اصلاً دوست نداشته باشن با ما حتی سلام و احوالپرسی داشته باشن.
من اینجا میخوام چند تا نکته رو در مورد انتقاد کردن مطرح کنم تا بتونیم با همدیگه ارتباط قشنگتری برقرار کنیم:
1. تا حد امکان نقد نکنید
اول از همه تا ۹۹.۹ درصد اگر میتونید از افراد انتقاد نکنید. چون ماهیت انتقاد، امواج منفی، ارتباط منفی و یه جورایی حالگیری محسوب میشه. اصلاً خوب نیست توی بیان که شما از کسی بخواید انتقاد بکنید. از طرفی محققها میگن کسایی که خیلی انتقاد میکنن و دیگران رو مورد نقد قرار میدن، عزتنفس پایینی دارن. چرا؟
چون کسی که عزتنفس بالایی داشته باشه، اول اشکالات خودش رو میبینه و بعد به یه مقامی میرسه که میتونه بهراحتی از دیگران انتقاد بکنه. نه اینکه ما خودمون وجودمون سراسر اشکاله و بعد میایم بهراحتی دیگران رو نقد میکنیم. خیلی باید مراقب این مسئله باشیم. پس تا جایی که براتون ممکنه کسی رو نقد نکنید یا ازش انتقادی نداشته باشید.
مثلاً من یه دوستی رو تو خیابون ببینم بهش بگم که: «تو چقدر چاق شدی!» خب این کلام من مثلاً چقدر تأثیر میذاره روی اون؟ اون الان دیگه این حرفو که من زدم، از همین لحظه تصمیم میگیره که بره ورزش کنه، دیگه غذا نخوره و لاغرِ لاغر بشه؟ آیا واقعاً یه چنین تأثیری میذاره؟ نه. اون خودش خیلی بهتر از من و شما میدونه که چاق شده. اون خودش خیلی بهتر از من و شما میدونه که موهاش سفید شده. اون خیلی بهتر از من و شما میدونه که یه کار اشتباهی کرده و نیازی نیست بیان این مسئله برای طرف مقابل؛ شما فقط حالشو دارید خراب میکنید و از شما رنجیده و ناراحت میشه. این یک نکته.
2. انتقاد در جمع ممنوع
سعی کنیم اگر انتقادی هم قراره راجع به کسی انجام بدیم، حواسمون باشه که هیچوقت انتقاد رو در جمع از افراد انجام ندیم. چرا؟
چون وقتی توی جمع از بقیه یا از کسی انتقاد میکنید، اون شخص میاد از خودش دفاع میکنه. امکان نداره شما از کسی توی جمع انتقاد کنید و اون شخص از خودش دفاع نکنه. برای اینکه از خودش دفاع کنه، ممکنه چیزی به شما بگه که شما ناراحت بشید و یا اگر چیزی هم نگه، احساس سرخوردگی، احساس کینه و خلاصه هر فرصتی رو دنبال میکنه تا اون انتقادی که شما کردید رو جبران کنه.
پس حواستون باشه خیلی از این حالا اتفاقاتی که در خصوص ما میفته، شاید نقدیه که جایی از کسی کردیم و الان اون داره جبران میکنه. اگر واقعاً انتقادی دارید، به طرف مقابل بگید و سعی کنید که توی جمع نباشه.
3. قانون بیحسی (مثل دندانپزشکی)
نکته سوم؛ ما وقتی میریم دندونپزشکی، پزشک قبل از اینکه بخواد حالا کاری رو دندون ما انجام بده، یه «نووکائین» تزریق میکنه، یعنی همون بیحسی تزریق میکنه روی لثههامون و دندونمون. دندونمون که بیحس میشه، بعد شروع میکنه به عمل جراحی یا پر کردن، عصبکشی یا هر کار دیگهای میخواد بکنه. اول بیحسی میزنه و بعد این کارو میکنه.
حالا فرض کنید که این اتفاق نیفته. شما همین که رفتید نشستید روی یونیت دندانپزشکی، شروع کنه به عصبکشی. خب شما درد بسیار زیادی رو تحمل میکنی. همین مثال رو بیارید توی ارتباطات مؤثر؛ یعنی شما وقتی کسی رو دیدی مستقیماً شروع کنی انتقاد کردن، این درد بسیار زیادی رو به طرف مقابل تحمیل میکنه.
خب چیکار باید بکنیم؟ خب اول باید یه بیحسی بهش بزنیم. چیکار باید بکنیم؟ یه مقداری از طرف تعریف کنید، تحسین کنید، تجلیل کنید، قدردانی کنید، یه مقداری باهاش گپ و گفت بزنید، یه مقداری باهاش صمیمی بشید و بعد یواشیواش اونوقت اگر نقد و یا انتقادی دارید بیان کنید.
نه اینکه مستقیماً سریع و تند نقدتون رو بیان کنید. دقیقاً میشه مثل همون مثال دندانپزشکی که بهتون گفتم. خیلی آروم، بعد از گفتن چند تا تحسین و قدردانی، یه جورایی که به قول خودمون دیگه طرف از رو بره و اگر شما چیزی هم گفتی، بپذیره. چون هرچقدر تحسین و قدردانی از طرف مقابل بکنید، میزان پذیرش اون از اون نقد شما بالا و بالاتر میره.
4. انتقاد غیرمستقیم (تکنیک «و» به جای «ولی»)
سعی کنیم اگر انتقادی از کسی میکنیم غیرمستقیم باشه نه مستقیم. مثلاً بچه شما نمرهش توی یک درس پایینه. بعد شما میای از همین روشی که من گفتم استفاده میکنی، بعدم میگی جواب نداد. مثلاً چی؟ میگی: «خب اسکندری، شما گفتی اول تعریف کن بعد نقد کن.» بعد میای چی میگی؟ میگی که: «پسر جون تو درسات خیلی خوبه، ولی درس ریاضیت خیلی نمرهش پایینه. اصلاً به درد نمیخوره درس خوندنت.»
شما با این نوع نقد اشتباه، میای به فرزند خودت یاد میدی که اون تعریفی که اول ازت کردم هم الکیه؛ یه تعریف خشک و خالی بود برای اینکه میخواستم یه چیزی بهت بگم. نه، ما بهجای استفاده از کلماتی مثل «ولی»، «اما» بیایم از «و» استفاده کنیم. چطور؟ توی همین مثال بگم. مثلاً بگم: «پسرم تو نمرهت توی درسها خیلی عالیه، تو یه دانشآموز فوقالعادهای و میدونم که اگر با همین انرژی، با همین دیدگاه ادامه بدی موفق میشی و درس ریاضیت هم نیاز به تلاش بیشتر داره مثل درسهای دیگهت که نمرهش بالاست.»
مقاله
5 کتاب فن بیان که حتماً باید بخوانیم
ببین ما یه «و» اینجا میذاریم، خب غیرمستقیم انتقادمون رو میگیم. نه اینکه بیایم اول تعریف کنیم و بعد اون تعریفمون رو با یک «ولی» و «اما» خراب کنیم؛ دیگه اون تعریف اول هیچ کاربردی نداره و به درد نمیخوره. توی انتقاد کردن حتماً دقت داشته باشید.
۵. گذشته رو نقد نکنید
کاری که انجام شده، دیگه نقد کردن نداره. خیلی اینو من توی ارتباطات اجتماعی دیدم و متأسفانه آسیبهای زیادی میخوریم. مثلاً یکی رفته یه ماشین رو خریده. فرض کنید مثلاً رفته پژو پارس خریده؛ دیگه وقتی خریده تموم شده که شما نباید بیاید بگید که: «پژو پارس خریدی؟ این ماشینه؟ اصلاً به درد نمیخوره! باید مثلاً میرفت فلان چیزو میخریدی.»
یا مثلاً رفتی خونهشون، دیدید خونهشون رو فرض کنید کاغذدیواری کرده. «کاغذدیواری کردی؟ ای کاش کاغذدیواری نمیکردی، رنگ میکردی» یا مثلاً یه رنگ زده فرض کنید سفیده؛ «چرا سفید زدی؟ مثلاً باید این رنگو میزدی.» انتقاد شما در اون لحظه دیگه فایدهای نداره. کسی که مثلاً فرض کنید الان رفته همین مثالی که زدم یه ماشینی خریده، شما اگه نقد کنید میره میفروشه ماشین دیگه میخره؟ بهخاطر حرف شما؟ نه. فقط حرف شما یه ضربهی روحی میشه و باعث میشه که حالِ ارتباطی شما با همدیگه خوب نباشه و طرف تمایل کمتری نشون بده به این جهت که بخواد با شما ارتباط برقرار کنه. پس کاری که انجام شده رو دیگه نقد نکنید.
6. اول از اشتباهات خودتون بگید
قبل از انتقاد کردن گاهی لازمه که اول در مورد اشتباهات خودمون صحبت کنیم. یه داستانی رو تعریف میکنم. یه عزیزی میگفتش که من متوجه شدم که بچهم سیگار میکشه. نیومدم بهش بگم که سیگار چه ضررایی داره و چقدر بده و نمیدونم اگر سیگار بکشی تو آیندهت خراب میشه و اینا. نه، اومدم اول در مورد اشتباهات خودم گفتم؛ اعتراف کردم به اشتباهی که کردم و چندین و چند ساله که دارم سیگار میکشم و حالا حنجره و شش و هزینه و ریه و خیلی چیزای دیگه رو از دست دادم و به همین خاطر به تو هم توصیه میکنم که این کارو نکنی. چون راه اشتباهی که من رفتم رو با تمام وجود احساس کردم و الان دارم بهت میگم که تو هم سیگار نکش.
یعنی شما اول بیایید از یک اشتباه در مورد خودتون صحبت کنید تا طرف مقابل واقف بشه که بله، شما نسبت به کار خودتونم حتی نقد دارید و این نقدی که دارید میکنید از روی کینهتوزی، از روی زخمزبون زدن یا از روی اینکه بخواید طرف رو قضاوت بکنید یا مثلاً اذیتش بکنید، آزردهخاطرش بکنید، نیست. شما اول نسبت به اشتباه خودتون اعتراف میکنید و بعد به اون طرف هم میگید که به نظر من تو اگر این کارو نکنی، خیلی خیلی بهتره.
خیلی ممنونم. واقعاً در مورد انتقاد کردن صحبت و حرف بسیاره، اما اگر [توی] همین فایل صوتی اینو یاد بگیریم که زمانی که آدما رو دیدیم ازشون انتقاد نکنیم -چون خیلی از انتقادا واقعاً تأثیری نداره و فقط حالِ ارتباطیمون رو بد میکنه- همین برای من کافیه.
ازتون خواهش میکنم برای اینکه عطرِ خوبِ ارتباطاتِ بهتر و انتقاد نکردن توی جامعه ترویج پیدا کنه، اگر براتون ممکنه این فایل صوتی رو در گروهها و جاهایی که میشناسید و میتونه به درد آدما بخوره، لطفاً به اشتراک بذارید.
من جواد اسکندری هستم، مربی و مدرس مهارتهای ارتباطی، سخنرانی و فن بیان.
دیدگاهتان را بنویسید