5 اصل برای درخواست کردن حرفه ای در فن بیان
متن فایل صوتی بالا را در زیر بخوانید
سلام، سلام به همه شما دوستان و همراهان خوبم؛ امیدوارم که عالی باشید.
یکی از درخواستهایی که این روزها خیلی از من میشه و ازم کمک میخوان، اینه که: «آقا من میخوام یه مسئلهای رو از کسی درخواست کنم.» حالا فرض کنید موضوع عاطفی باشه که خیلی هم در موردش سؤال میشه؛ مثلاً میخوام به فلانی بگم که دوستش دارم و ازش درخواست کنم که آیا میتونه با من وارد یه رابطه بشه یا نه؟
یا درخواستهای دیگه؛ مثل ضمانت بانکی، درخواست ارتقای شغلی از مدیر یا رئیسمون و… . به هر حال ما توی زندگیمون با درخواستهای متعددی مواجه میشیم و میخوایم از کسی درخواستی بکنیم. دیدم که خب این میتونه یه مسئله خیلی مهم و جدی در فن بیان باشه. خواستم توی این فایل صوتی راجع به درخواست کردن و اصول درخواست یه مقداری با شما صحبت کنم. هرچند که بحث درخواست واقعاً شاید ساعتها بطلبه که در موردش صحبت کنیم، اما من میخوام چند تا نکته کلیدی و مهم رو در مورد این مسئله بهتون بگم تا بتونید درخواستهای خوب، درست و بهجایی داشته باشید.
۱. آمادگی برای شنیدن «نه» (مدیریت ترس از رد شدن)
اولین نکته بسیار بسیار مهم که منو خیلی اذیت میکنه و متأسفانه چون به این موضوع آگاه نیستیم ضربه هم خیلی میخوریم، اینه که ما تحمل شنیدن «نه» رو نداریم. یعنی یه جوری میخوایم درخواست کنیم که قرار نیست کسی به ما «نه» بگه! مثلاً کسی به من پیام داده که: «آقای اسکندری، من میخوام از کسی درخواست ازدواج بکنم، بگو چیکار کنم؟» یعنی تَهِ این قضیه و پستوی این سؤال اینه که: «بگو چیکار کنم که به من “نه” نگه!»
ببینید، قرار نیست اصلاً شما همیشه «بله» بشنوید. کلاً درخواست کردن یه قضیه پنجاه-پنجاهه (۵۰-۵۰). یعنی شما باید قضیه رو خاکستری ببینید؛ نه سیاه و نه سفید. ممکنه به شما «بله» بگه و ممکنه «نه» بگه؛ نباید بهت بربخوره. یعنی شما باید آماده نشنیدن باشید، همونطور که آماده شنیدن بله هستید.
مقاله
چگونه در مواجهه با آقایان خجالتی نباشیم؟!
ما خاورمیانهایها، مخصوصاً ما ایرانیها، از بس که به هم دل دادیم و قلوه گرفتیم و خیلی به هم محبت و ارادت داریم و مهرطلبیم، شنیدنِ «نه» برامون خیلی سخته. من تأکید میکنم که همیشه به بچههاتون از همین بچگی «نه شنیدن» رو یاد بدید. شما در هر صورتی اگه از کسی درخواستی داشته باشید، ممکنه بهتون «نه» بگه و دیگه این تصمیم اون فرده.
این «نه» شنیدن چیزی از ارزشها و شخصیت شما کم نمیکنه؛ هر کسی برای خودش یه جایگاهی داره. حالا اینکه میگن «آقا موج منفی نده، ذهنت رو مثبت کن، با دیدگاه مثبت برو جلو» و این حرفها… به نظر من اینا خرافات مُدرنه! درسته که آدم باید با دیدگاه خوبی بره، ولی اینکه بگن «نه، برو تو میتونی، مثبت فکر کن»، اینا کارتون رو خراب میکنه. پس خواهشم ازتون اینه که اگه درخواستی دارید، حتماً آماده نشنیدن هم باشید. این مسئله رو بهعنوان پایه و اساس درخواست کردن داشته باشید تا در ادامه بخشهای مهمی رو در مورد فن بیانِ درخواست کردن بهتون بگم.
۲. زمانشناسی در درخواست (کِی و به کی؟)
اول از همه دقت کنید که چه زمانی و به چه کسی درخواست میدید. بذارید یه مثال براتون بزنم که روشن بشه. شما یه درخواستی از مدیرتون دارید؛ این درخواست رو میرید آخر ساعت کاری مطرح میکنید. ببینید، آخر ساعت کاری، مدیری که از صبح اومده و تا اون لحظه با ۱۰۰ نفر سروکله زده، ممکنه کسی چیزی بهش گفته باشه، اعصابش بههمریخته باشه، درگیریهای شغلی داشته باشه یا داره برنامه فرداشو انجام میده… به هر حال مدیره دیگه، با چندین نفر در ارتباطه. نرو این درخواست رو آخر ساعت مطرح کن!
سعی کنید درخواست رو در اواسط روز مطرح کنید.
یا مثلاً در اواخر هفته خیلی درخواستهاتون رو مطرح نکنید؛ چون آدمها توی انتهای هفته انرژیشون کم میشه و دیدگاهشون اینه که همه کارها رو بندازن به شنبه و یکشنبه.
اگه از مقام بالادستتون درخواست دارید، سعی کنید وقت بگیرید و برید ملاقاتش. نه اینکه حالا شمارهشو پیدا کنید و تو واتساپ یا ایتا، شب و نصفشب بهش پیام بدید! درخواست کردن باید یه زمان، ساعت و روز مشخص داشته باشه.
جمعهها پیگیر کارهای اداریتون نباشید.
حتماً برای درخواستی که میدید به این مسئله دقت کنید که طرف حالِ خوبی داشته باشه. خداینکرده مریضی نداشته باشه، از اقوامش کسی فوت نشده باشه… یه درخواستی رو زمانی ارائه بدید که طرف حالش خوب باشه و به واسطه اون حالِ خوب، درخواست شما رو پذیرا باشه.
از یه بُعد دیگه هم باید به این مسئله نگاه کنید که کار رو خیلی کِش ندید. مثلاً نگید «حالا شنبه باشه، حالا “نه” باشه، پس یکشنبه… یکشنبه صبح نشد، حالا ۹، ۱۰ باشه… حالا ولش کن ۱۲…»؛ بعد همینجوری بندازید روزبهروز عقب تا برسید به آخر هفته و باز دوباره بگید «نه، شنبه دیگه». یه زمان دقیقی رو مشخص کنید و درخواستتون رو مطرح کنید.
۳. وضوح و شفافیت در بیان خواسته
نکته بعدی اینکه توی درخواستتون وضوح داشته باشید؛ یعنی واضح بیان کنید که دقیقاً چی میخواید. طرف مقابل شما هم دقیق باید بدونه که شما چه چیزی میخوای. با این دید نرید جلو که: «چون طرف خیلی بارِشه و همه کارهست، یه چیزی رو بهش میگم و خودش دیگه میدونه و تا تهِ قضیه رو برای من انجام میده.» نه، اصلاً به این شکل نیست.
یه مثال میزنم: شما الان فرض کن یه حسابدار میخوای برای فروشگاهت. میری پیشِ خدای حسابداری ایران (رئیس انجمن حسابداران ایران) و میگی: «آقا من یه حسابدار میخوام.» اونم خب مثلاً یه دانشجوی حسابداری داره که کارآموزیش رو هم همونجا رفته؛ به بغلدستی میگه: «آهان، این حسابدار خیلی خوبیه، اینو بردار ببر برای خودت، خیلی هم خوبه.» هم میخواد پیش دانشجوش بگه ببین من برات کار پیدا کردم، از طرفی میخواد به شما بگه ببین سریع کارِت رو راه انداختم ها، تا گفتی، گفتم بفرما این حسابدار عالیه واسه شما!
مقاله
چگونه در مواجه با خانم ها خجالتی نباشیم؟
اما نه… زمانی که شما واضح نگی چی میخوای، طرف کارِ اعلی و تمام رو برای شما نمیکنه؛ یه کارِ حداقلی انجام میده که سریع هم کار شما انجام بشه، هم کار طرف مقابل و خودش هم ریسک زیادی نکنه. شما وقتی میخوای یه حسابدار بگیری باید بگی: «آقا من یه حسابدار میخوام که چندین سال سابقه کار داشته باشه، شرکت ما خدماتیه، باید این دورهها رو دیده باشه و بتونه با فلان نرمافزار کار کنه.» ببینید، درخواستت رو واضح میگی. پس وضوح درخواست خیلی مهمه.
۴. بیان موانع احتمالی
نکته سوم اینکه موانعی که سر راه درخواست کردن پیش میاد رو سعی کنید به طرف مقابل بگید. اگه مانعی سر راهتون هست، اینها رو بگید. بذارید یه داستان واقعی تعریف کنم که برای یکی از دوستای خودم پیش اومد.
فرماندار یکی از شهرستانها اومد و به این دوست ما (که توی اداره دیگهای کار و فعالیت میکرد) گفت: «من میخوام شما رو بذارم معاون خودم.» اینم خیلی خوشحال شد و گفت: «ای دمت گرم، آقا ما مخلصیم و…». اون بنده خدا هم گفت: «نه آقا، چون تو رزومه خوبی داری و کارهای خیلی خوبی کردی و میشناسمت و میدونم که علاقهمندی و میتونی، میخوام بذارمت معاون خودم.» خب این دوست ما هم دوست داشت که مثلاً از اداره آموزشوپرورش یهویی بره توی فرمانداری، انتقالی بگیره و مأمور بشه به معاونت فرمانداری.
اون فرماندار رفت کارهای این آقا رو پیگیری کرد؛ آقا تهران برو، نمیدونم استانداری برو، دَمِ اینو ببین، دَمِ اونو ببین… کلی بالا و پایین کرد و خلاصه برای این رفیق ما رایزنی کرد. رفت تهران، رسید تهران، اونجا گفتن: «اِ… آقا ایشون که اصلاً رسمیِ آموزشوپرورش نیست! ایشون قراردادیه. آدمی که قراردادی باشه نمیتونه معاون فرماندار باشه، باید رسمی باشه.»
ببینید، اگه این آقا همون ابتدا موانع مسیر رو میگفت (مثلاً میگفت: «آقا ممنون که به من لطف داری و میخوای منو بذاری معاون خودت، اما یه مانع اینجا وجود دارهها، من رسمی نیستم») اون یارویی که داره برات یه کاری رو انجام میده، کِنِف نمیشد! نمیرفت اون بالا خیط بشه و بگن: «ببین این همه براش کار کردم، همینو نگفت که آقا توی انجام این کار این مانع هم هست.» پس کوتاهترین زمان ممکن تا لحظهای که میخواید اون اتفاق براتون بیفته، موانع رو به طرف مقابل بگید.
۵. تعیین زمان و ددلاین (Deadline)
اینم بهعنوان نکته آخرِ درخواست کردن: زمان مشخص کنید.
مثلاً شما میگی: «آقا من تشنمه، تا ۵ دقیقه دیگه میخوام یه آب بهم برسه.» این نره مثلاً بهجای ۵ دقیقه دیگه، یک ساعت دیگه یا ۲ ساعت دیگه برات آب بیاره! ۲ ساعت دیگه فایده نداره که، تا اونموقع خودت ۵ لیوان آب خوردی. چرا زمان رو مشخص میکنی؟ چون زمان برات اهمیت داره؛ تو یه زمانِ مشخص میخوای به یه نتیجه مهم برسی.
اما اگه زمان نداشته باشه، درخواست بیات میشه. الان من یه درخواستی میکنم از یه کسی، اون میگه «باشه». فکر نکنید که کارهای ما برای بقیه خیلی مهمه و همهش پیگیر کار ما هستن! باید بگی: «آقا من این درخواست رو دارم، لطفاً اگه امکانش هست تا فردا اینو انجام بده» یا «من فردا ازت پیگیری میکنم» یا «پسفردا»، «هفته دیگه»… . یه زمان مشخص رو حتماً توی درخواستتون بیارید.
جمع بندی :
در مورد درخواست کردن صحبت فراوانه؛ انشاءالله تو پادکستهای بعدی بیشتر باهاتون صحبت خواهم کرد. فعلاً این موارد رو توی درخواست کردن داشته باشید که اگه از فردا خواستید برید جایی درخواستی داشته باشید، حتماً به این نکات دقت کنید:
ممکنه «نه» بشنویم یا «بله» بشنویم.
زمان و شرایط طرف مقابل رو بسنجیم.
توی درخواستمون وضوح داشته باشیم.
موانعی که ممکنه سر راه درخواست باشه رو حتماً به طرف مقابل بگیم.
زمان (ددلاین) مشخص کنیم.
من جواد اسکندری هستم، مدرس مهارتهای ارتباطی، فن بیان و سخنرانی
دیدگاهتان را بنویسید